خانه فرهنگ و هنر 💥 کتاب بلندی های بادگیر نوشته امیلی برونته

کتاب بلندی های بادگیر نوشته امیلی برونته

کتاب بلندی های بادگیر

کتاب بلندی های بادگیر نوشته امیلی برونته

کتاب بلندی های بادگیر

معرفی کتاب بلندی های بادگیر نوشته امیلی برونته

کتاب بلندی های بادگیر با عنوان اصلی تنها رمان امیلی برونته است که شهرتی جهانی یافته است

امیلی برونته خواهر کوچکتر شارلوت برونته و خواهر بزرگتر آن برونته بود که آنها نیز امروزه از بزرگترین نویسندگان کلاسیک جهان به حساب می آیند.

کتاب بلندی های بادگیر در سال ۱۸۴۷ منتشر شد.

اما آن زمان با استقبال فوری خوانندگان روبه رو نشد

یک سال بعد. یعنی در سال ۱۸۴۸. امیلی برونته بر اثر بیماری سل از دنیا رفت.

کتاب بلندی های بادگیر در کنار کتاب جین ایر – اثر شارلوت برونته – از قله های داستان نویسی است

بیش از ۱۵۰ سال است که خوانندگان بیشماری در نقاط مختلف دنیا آن را می خوانند. انواع نقدها درباره اش نوشته اند و آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی بر اساس آن ساخته اند.

خلاصه کتاب بلندی های بادگیر

بلندی های بادگیر یا به عنوانی دیگر عشق هرگز نمی میرد بارها به عنوان عاشقانه ترین رمان انگلیس برگزیده شده است

این کتاب که شرح دلدادگی کاترین و هتکلیف را بیان میکند.

تصویری واضح. دلنشین و در عین حال تلخی از این دلباختگی و سنگ هایی ست که بر سر راه آن دو افتاده است

رمان روایتی است عاشقانه که با لحنی شاعرانه تعریف شده است و به وضوح اوج تاثیر رفتارهای خوش و رفتارهای بد را در طی زمان به تصویر می کشد.

کتاب بلندی های بادگیر

آغاز کتاب بلندی های بادگیر

کتاب از ورود آقای لاکوود به عمارت وادرینگ هایست آغاز می گردد

او که برای اجاره عمارتی دیگر از متعلقات آقای هتکلیف به آن منطقه آمده. رسم ادب را بر این می داند که به عمارت صاحب خانه خود سری بزند

او طی این دیدار با شخصیت نچسب و نه چندان دوست داشتنی صاحت خانه خود آشنا شده

و بعد از خدمتگزار خانه خود. الن. جویای گذشته او و جویای سرگذشت فردی به نام کاترین ارنشاو می شود

روایت الن این چنین آغاز می گردد که. کاترین کودکی بود که پدرش هتکلیف را به خانه شان آورد

با ورود هتکلیف به امارت وادرینگ هایتس یا همان بلندی های بادگیر. سرنوشت دو خاندان به طور کل تغییر یافت و وارد مسیری سرشار از ناخوشی شد.

کتاب بلندی های بادگیر نوشته امیلی برونته

با ورود هتکلیف. هیندلی. فرزند ذکور و ارشد خانواده ارنشاو کمر بر تحقیر وی می بندد

و بعد از مرگ پدرشان با او رفتاری بدتر از یک خدمتگزار را پیش می گیرد.

این در حالی ست که کاترین با هتکلیف پیوند عمیقی پیدا کرده و ریسمانی از محبت در همان دوران کودکی در بین این دو کودک شکل گرفته است. هیندلی رفته رفته رفتاری مشمئز کننده تر از خود نشان می دهد و هتکلیف که از همان دوران کودکی آثار واضحی از خشونت و بی رحمی از خود نشان داده.

کینه عمیقی از وی به دل می گیرد

اوضاع تنها زمانی در مسیر نابودی قرار گرفته و تمامی شخصیت های داستان را با خود همراه می سازد که هیندلی ملاقات و ارتباط بین خواهر خود و هتکلیف را غدقن اعلام می کند

در همین حین است که خانواده ارنشاو با خانواده لنیتون. خانواده ای ثروتمند و اشرافی آشنا می شوند و این آشنایی به ازدواج کاترین با ادگار لینتون ختم می شود

و این سرآغازی ست برای رشته انتقام هایی که هتکلیف سرخورده. با عزمی جزم. به گرفتنشان همت می گذارد.

کتاب بلندی های بادگیر

کتاب بلندی های بادگیر نوشته امیلی برونته

داستان هتکلیف را سرتاسر از دید الن دین. خدمتگزاری که از کودکی وی را می شناخته و در کنار او بزرگ شده است می شنویم

این مساله چیزی ست که باید بعد از اتمام کتاب. در ذهن خود به سراغش برویم و به این بیندیشیم که آیا الن. فردی که از هتکلیف از لحظه ورودش به خانه نفرت داشت

و تا موقع مرگ او و حتی پس از آن این نفرت را با خود به همراه داشت.

واقعا با دیدی بیطرفانه داستان را بازگو کرده است یا مثل همیشه و مثل تمام اوقاتی که برای هر کس پیش می آید.

به تعصبات و احساسات خود اجازه داده افسار زبانش را در دست بگیرند ؟

این از دید من جزء طنازی ها و خصوصیات بسیار ماهرانه و ظریف امیلی برونته محسوب می شود.

نویسنده ای که در کنار پدر کشیش و دو خواهر نویسنده اش ؛ قلم خود را برای نسل های آینده به یادگار گذاشته است.

کتاب بلندی های بادگیر نوشته امیلی برونته

رمان بلندی های بادگیر گرچه در نگاه اول اثری ست عاشقانه که به قلم دختری تنها و متکی بر تخیل خود نوشته شده.

و گرچه فضا و ادبیات وی در زمان حال نمی گنجد و به نوعی باطل گردیده و جزو کلاسیک ها محسوب می گردد.

اما امیلی برونته با چنان خلاقیت و صراحتی تاثیرات رفتارهای ستیزه گرانه و خشن را بر روح و روان آدمی به تصویر کشیده است

که گویی او در زمان حال زیسته و در زمینه این ناهنجاری ها مدرکی دانشگاهی داشته است

افراد زیادی این کتاب و این داستان را در حد داستانی برجسته و اثری به یادماندنی نمی دانند

اما از دید من. این داستان دامنه وسیعی برای اندیشیدن در مقابل انسان می گستراند

متاسفانه این کتاب هم از آن دسته کتاب هایی ست که پس از مرگ خالق خود. او راه به شهرتی جهانی رسانده است.

کتاب بلندی های بادگیر

جملاتی زیبا از کتاب بلندی های بادگیر

زیر آسمان دلپذیر کمی ماندم و آن جا پرسه زدم. نگاه کردم به پروانه ها که لابه لای بوته ها و سنبله ها بال می زدند.

گوش سپردم به صدای ملایم باد که لابه لای سبزه و علف ها می وزید و فکر کردم که چطور می شود تصور کرد که خفته های این خاک آرام. خواب زده هایی بی قرار باشند.

با خود می اندیشم: ای مرد بدبخت! تو نیز مانند سایر همنوعانت قلبی در سینه ات می تپد و اعصابی داری که در برابر غم ها و شادی ها حساسیت نشان می دهد.

چرا بیهوده سعی می کنی عکس العمل قلب اعصابت را از شنیدن خبر این فاجعه پنهان داری ؟

چرا میخواهی وانمود کنی که خونسردی و آرامش خود را از دست نداده ای ؟ این کبر و غرور تو نمی تواند خدا را فریب دهد!

جملات زیبای کتاب بلندی های بادگیر

روح از هر چه ساخته شده باشد. جنس روح او و من از یک جنس است.

میگفت بهترین کار در یک روز گرم ماه ژوئیه این است که آدم از صبح تا شب برود

روی یک تکه چمن وسط بوته زار دراز بکشد. زنبورها لابه لای گل ها با وزوز شان برای آدم لالایی بگویند.

چکاوک ها بالای سر آدم آواز بخوانند. آسمان آبی و بی ابر باشد و خورشید هم مدام بتابد. این کل تصور او بود از سعادت بهشتی.

کتاب بلندی های بادگیر

جملات زیبای کتاب بلندی های بادگیر

اما چیزی که من دلم می خواست تاب خوردن از یک درخت سبز بود که برگ هایش خش خش کنند.

باد غرب بوزد و ابرهای سفید سفید به سرعت از بالای سر ما رد بشوند. تازه. نه فقط چکاوک ها.

بلکه باسترک ها و توکاهای سیاه و سهره های سینه سرخ و فاخته ها هم از چهار طرف نغمه سرایی کنند.

بوته زار از دوردست پیدا باشد. با فرورفتگی های سایه دار و خنک. اما نزدیک ما موج های بلند علفزار که در نسیم تاب بخورند. همین طور جنگل و صدای آب. و کل دنیا بیدار و سرشار از شادی.

جملات زیبای کتاب بلندی های بادگیر

حالت یک سگ ولگرد را نداشته باش که هر لگدی که میخورد. حقش است و از تمام دنیا به اندازه کسی که لگدش میزند. متنفر است!

من از قیافه اش می خواندم که خصوصیاتی بهتر از پدرش دارد.

البته حسن ها در میان علف های وحشی از نظر پنهان می مانند. زیرا پرپشتی علف ها باعث می شود ما ریشه های سالم را نبینیم.

با این حال خاک سالم در شرایطی مناسب حتما محصول بهتری پرورش میدهد.

کتاب بلندی های بادگیر

منبع : kafebook.ir

همچنین ببینید

کتاب شب های روشن اثر فئودور داستایفسکی

کتاب شب های روشن اثر فئودور داستایفسکی

کتاب شب های روشن کتاب شب های روشن اثر فئودور داستایفسکی نویسنده روس کتاب شب …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده + 7 =