خانه فرهنگ و هنر 💥 کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

کتاب جزء از کل

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

کتاب جزء از کل اولین رمان استیو تولتز است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد

و به عنوان یکی از بزرگترین رمان های تاریخ استرالیا. در سطح جهان محبوبیت بسیار زیادی دارد

دومین اثر نویسنده. یعنی کتاب ریگ روان در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.

نظر استیو تولتز درباره کتاب جزء از کل و خودش

استیو تولتز در مصاحبه ای در مورد خود و کتابش چنین می گوید:

آرزوی من نویسنده شدن نبود. ولی همیشه می نوشتم. زمان بچگی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می نوشتم

و رمان هایی را آغاز می کردم که بعد از دو و نیم فصل. علاقه ام را برای به پایان رساندن شان از دست می دادم.

بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن رو آوردم

درآمدم خیلی کم بود و فقط می خواستم با شرکت در مسابقات داستان نویسی و فیلمنامه نویسی پولی دست و پا کنم

تا بتوانم زندگی ام را بگذرانم که البته هیچ فایده ای نداشت

زمانی که دائم شغل عوض می کردم یا بهتر بگویم. از نردبان ترقی هر کدام از مشاغل پایین تر می رفتم.

برایم روشن شد هیچ کاری جز نویسندگی بلد نیستم

نوشتن یک رمان تنها قدم منطقی ای بود که می توانستم بردارم

فکر می کردم یک سال طول می کشد ولی پنج سال طول کشید

زمان نوشتن تحت تاثیر کنوت هامسون . لویی فردینان سلین . جان فانته . وودی آلن . توماس برنارد و ریموند چندلر بودم.

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

استیو تولتز کتاب خود را طوفانی آغاز می کند و برخی از منتقدان بزرگ دنیا.

آغاز کتاب کتاب جزء از کل را یکی از بهترین آغاز های دوران معاصر می دانند.

معرفی کتاب جزء از کل

کتاب جزء از کل در مورد مارتین و جسپر دین – پدر و پسر – است که هر کدام از یک زاویه خاص

و متفاوت با عامه مردم به زندگی و اتفاقات آن نگاه می کنند.

مارتین با باورهای خاص و گاه عجیب خودش سعی می کند پسرش.

جسپر را به بهترین شکل ممکن تربیت کند و به همین خاطر داستان زندگی خودش را از همان دوران کودکی برای او تعریف می کند

داستانی که نشان می دهد زندگی او همیشه تحت تاثیر مارتین. برادر ناتنی اش قرار داشته است

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

داستان کتاب جزء از کل از زمان کودکی پدر تا زمان بزرگ شدن فرزند ادامه پیدا می کند

و تمامی حوادث و اتفاقات شگفت انگیز زندگی آنها همراه با یک طنز تلخ و یک تم فلسفی روایت می شود.

کتاب بعضی مواقع از زاویه دید مارتین و بعضی مواقع از زاویه دید جاسپر بیان می شود که همین موضوع باعث جذاب تر شدن آن می شود.

حوادث و اتفاقات موجود در کتاب بسیار زیاد هستند و هر کدام از آنها جذابیت خاص خودش را دارد

درباره کتاب جزء از کل

نوشتن در مورد این کتاب کار آسانی نیست. باید حتما آن را خواند و از تک تک جملات آن لذت برد.

کتاب جزء از کل به راستی جزئی از یک کل را به رخ می کشد.

در هر قسمت از کتاب اتفاقی در دل اتفاق دیگر وارد می شوند و خواننده نمی تواند به راحتی کتاب را کنار بگذارد و یا آن را پیش بینی کند

داستان و ماجراهای کتاب مدام اوج می گیرد و خواننده از هر صفحه آن بی نهایت لذت خواهد برد.

مطمئنا هر کسی این رمان را خوانده باشد شگفت زده است از اینکه استیو تولتز چقدر استادانه و به زیبایی داستان را کش میدهد.

نویسنده اتفاقات را صرفا برای اینکه به حجم کتاب خوب اضافه کند روایت نمی کند.

بلکه از هر چیزی که نقل می کند می خواهد به نکته ای برسد و ای کاش این کتاب تعداد صفحات بیشتری داشت.

هر آنچه که در کتاب جزء از کل اتفاق می افتد بی نظیر و فوق العاده است.

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

متن های زیبای کتاب جزء از کل

متنفرم از این که هیچ کس نمی تواند بدون این که یک ستاره از دشمنش بسازد قصه ی زندگی اش را بازگو کند.

آدم های زشت هم می دانند زیبایی چیست. حتی اگر آن را ندیده باشند.

پاراگراف های زیبای کتاب جزء از کل

مردم میگن شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می مونه و نه شخصیت.

و در زیر این نقاب غیر قابل تغییر موجودی است که دیوانه وار در حال تکامله و به شکل غیر قابل کنترلی ماهیتش تغییر می کنه.

ببین چی بهت میگم. راسخ ترین آدمی که می شناسی به احتمال قوی با تو کاملا بیگانه ست و همین طور ازش بال و شاخه و چشم سوم رشد می کنه.

ممکنه ده سال توی اتاق اداره کنارش بشینی و تمام این جوانه زدن ها بغل گوشت اتفاق بیفته و روحت هم خبردار نشه.

هرکسی که ادعا میکنه یکی از دوستانش در طول سال ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره ی واقعی رو نمیفهمه .

جملات زیبای کتاب جزء از کل

اگر کودکی ام یک چیز به من آموخت. آن چیز این است که تفاوت های بین ثروتمندان و فقرا اهمیتی ندارند.

این شکاف بین سالم و بیمار است که رخنه ناپذیر است.

نمی توانستم راهی پیدا کنم که موجود ویژه ای در جهان باشم.

ولی می توانستم راهی متعالی برای پنهان شدن پیدا کنم و برای همین نقاب های مختلف را امتحان کردم:

خجالتی. دوست داشتنی. متفکر. خوش بین. شاداب. شکننده – این ها نقاب های ساده ای بودند که تنها بر یک ویژگی دلالت داشتند.

باقی اوقات نقاب های پیچیده تری به صورت می زدم. محزون و شاداب. آسیب پذیر ولی شاد. مغرور اما افسرده.

این ها را به این خاطر که توان زیادی ازم می بردند در نهایت رها کردم. از من بشنو: نقاب های پیچیده زنده زنده تو را میخورند .

چیزی که نمی فهمیدم این بود که مردم تفکر نمی کنن. تکرار می کنن.

تحلیل نمی کنن. نشخوار می کنن.

هضم نمی کنن. کپی میکنن. اون وقت ها یه ذره می فهمیدم که بر خلاف حرف بقیه.

انتخاب بین امکانات در دسترس فرق داره با اینکه خودت برای خودت فکر کنی.

تنها راه درست فکر کردن برای خودت اینه که امکانات جدید خلق کنی. امکان هایی که وجود خارجی ندارن.

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

جملات زیبای کتاب جزء از کل

ناگهان به این نتیجه رسیدم آدم های رمانتیک قد خر شعور ندارند. هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یک طرفه وجود ندارد.

به نظرم کثافت است. کثافت مطلق. عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمیدهد ممکن است در کتاب ها هیجان انگیز باشد ولی در واقعیت به شکل غیر قابل تحملی خسته کننده است.

جملات زیبای کتاب جزء از کل

همه دوست دارند موقع ساخته شدن تاریخ روی صندلی ردیف اول نشسته باشند.

اگر پای بلیتی به مقصد دالاس سال ۱۹۶۳ در کار باشد. چه کسی حاضر است فرصت تماشای منفجر شدن پس کله ی کندی را از دست بدهد ؟

یا خراب شدن دیوار برلین را ؟ آدم هایی که آن جا حاضر بوده اند جوری حرف می زنند انگار مغز جی.اف.کی پاشیده روی پیراهن شان

یا خودشان شخصا این قدر سقلمه زده اند که دیوار برلین فروریخته.

کسی نمی خواهد چیزی را از دست بدهد. مثل این که همزمان با زمین لرزه ای جزئی عطسه ات بگیرد

و بعد تعجب کنی از این که چرا همه دارند داد و فریاد می کنند.

متن های زیبای کتاب جزء از کل

هیچ وقت نمی شنوید ورزشکاری در حادثه ای فجیع. حس بویایی اش را از دست بدهد.

اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان ها بدهد. که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده مان نخورد.

مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد. فیلسوف عقلش. نقاش چشمش. آهنگساز گوشش و آشپز زبانش را.

درس من ؟ من آزادی ام را از دست دادم

و اسیر زندانی عجیب شدم که نیرنگ آمیز ترین تنبیه اش. سوای این که عادتم بدهد

هیچ چیز در جیبم نداشته باشم و مثل سگی با من رفتار شود که معبدی مقدس را آلوده کرده. ملال بود.

کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

منبع : kafebook.ir

همچنین ببینید

کتاب سال بلوا رمانی از عباس معروفی

کتاب سال بلوا رمانی از عباس معروفی

کتاب سال بلوا کتاب سال بلوا رمانی از عباس معروفی نویسنده معاصر ایرانی کتاب سال …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × پنج =