خانه فرهنگ و هنر 💥 کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

کتاب ملت عشق

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

کتاب ملت عشق در ترکیه بیش از ۵۰۰ بار به چاپ رسیده و توانسته است عنوان پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه را به دست آورد

این کتاب در ایران هم با استقبال بسیار خوبی مواجه شده و تا به حال بیشتر از ۵۰ بار تجدید چاپ شده

و توانسته است طرفداران زیادی پیدا کند. البته واکنش ها نسبت به این رمان بسیار متفاوت است

برخی ملت عشق را بهترین رمانی می دانند که تا به حال خوانده اند و برخی آن را صرفا یک کتاب معمولی و یا حتی سطح پایین می دانند.

الیف شافاک نویسنده کتاب ملت عشق

الیف شافاک در سال ۱۹۷۱ در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد.

دوران کودکی و جوانی اش در آنکارا. مادرید. عمان. کلن. استانبول. بوستون. میشیگان و آریزونا گذشت

فارغ التحصیل رشته روابط بین الملل از دانشگاه فنی خاورمیانه ( آنکارا ) است.

دوره کارشناسی ارشد را نیز در همان دانشگاه در رشته مطالعات زنان و دوره دکتری را در رشته علوم سیاسی به پایان رساند.

خلاصه کتاب ملت عشق

این کتاب دو داستان را شامل می شود که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب گنجانده شده است

دو رمان که موازی هم جلو می رود. و به گونه ای به همدیگر ارتباط دارند. یکی از این داستان ها در سال ۲۰۰۸ در امریکا و دیگری در قرن هفتم در قونیه اتفاق می افتد.

داستان اول کتاب مربوط به اللا روبینشتاین است که در بوستون آمریکا زندگی می کند

اللا یک همسر و مادر است که همه زندگی خود را صرف خانواده و رابطه زناشویی کرده است

با اینکه همسر اللا – دیوید – دندانپزشک مشهوری بود و معیشت آنها در یک سطح ایده آل قرار داشت اما عشق و صمیمیتی در میان آنها نبود

اللا این موضوع را پذیرفته بود و همه اولویت های خود را تغییر داده بود و فقط به فکر بچه هایش بود

اما با این حال رابطه اللا با خانواده اش هم چندان خوب نبود و رابطه زناشویی اش در خطر بود

طبق تشبیه کتاب. اللا شبیه یک برکه بود. یک برکه راکد. در اینجا اولین جملات کتاب می تواند جالب توجه باشد.

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

ملت عشق

در این میان اللا بنا به دلایل مختلف کاری تحت عنوان یک ویراستار پیدا می کند

او می بایست رمانی را که به او داده شده بخواند و در مورد آن گزارشی تهیه کند

رمانی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد. رمانی که به اللا می دهند. رمان ملت عشق است

در ابتدای رمانی که به اللا داده شده است شعری از دفتر دوم مثنوی معنوی آمده است که تاثیر عمیقی دارد:

داستان دوم کتاب ملت عشق

داستان دوم رمان. ماجرای همین رمانی است که به اللا داده می شود. یعنی داستان کتاب ملت عشق

ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق مولانا و شمس تبریزی است که در قرن هفتم اتفاق می افتد

رمان ملت عشق در ۴ بخش نوشته شده است:

خاک – پدیده های عمیق. آرام و جامد زندگی

آب – پدیده های سیال و جاری و متغیر زندگی

باد – پدیده های ترک کننده و کوچنده زندگی

آتش – پدیده های سوزاننده. ویران کننده و نابودکننده زندگی

همان طور که احتمالا می دانید. داستانی که در قرن هفتم روایت می شود داستان وارد شدن شمس تبریزی به زندگی مولانا است

کسی که زندگی مولانا را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و دنیای جدیدی پیش روی او باز می کند

اولین دیدار شمس تبریزی و مولانا نیز بسیار معروف است و در آن شمس سوالی عجیب از مولانا می پرسد. سوالی که در متن کتاب چنین نوشته شده است:

داستان کتاب به همین شکل بین زندگی اللا و اتفاقات قرن هفتم در جریان است

در این بین اللا تحت تاثیر ملت عشق قرار می گیرد و تصمیم می گیرد با نویسنده رمان ملت عشق یعنی عزیز ز. زاهارا از طریق ایمیل ارتباط برقرار کند و .

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

درباره کتاب ملت عشق

به نظر من ملت عشق واقعا یک کتاب فوق العاده عالی و لذت بخش است که می توان کمبودهای آن را نادیده گرفت و بی نهایت از خواندن آن لذت برد

هنگام مطالعه ملت عشق احساس خوبی داشتم و به همه دوستان پیشنهاد می کنم این کتاب را مطالعه کنند و لذت ببرند

آنچه در مورد رمان ملت عشق بسیار چشمگیر و جذاب است نحوه تغییر زاویه دید می باشد

در کتاب از زاویه دید اول شخص و سوم شخص استفاده شده و همین باعث جذابیت دو چندان مطالب شده است

کتاب مدام از زاویه دید افراد مختلف روایت می شود و حدود ۱۸ نفر. اتفاقات را روایت می دهند

برخی از افرادی که این رمان را روایت می کنند عبارتند از:

اللا – شمس – شاگرد – مولوی – حسن گدا – گل کویر – سلیمان مست – متعصب – کیمیا و .

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

این رمان در مورد عشق است. عشقی واقعی. عمیق و خالص که در کمتر کتابی با آن روبرو خواهید شد.

هنگامی که داستان شمس تبریزی در رمان ملت عشق را می خوانید شیفته آن می شوید

احساس خوبی به شما دست می دهد و دلتان نمی خواهد کتاب را کنار بذارید. به معنای واقعی کلمه جذب این داستان خوب می شوید

اما وقتی در اوج لذت بردن از داستان قرن هفتم هستید. نویسنده دوباره به ماجرای اللا در امریکا برمی گردد

و این ممکن است مقداری لذت خواندن کتاب را کم کند و شاید حتی باعث عصبانیت شما شود

دست کم باعث شد که من احساس خوبی نداشته باشم. ماجراهای شمس بسیار خواندنی و لذت بخش است

و علاقه داشتم که فقط آن را مطالعه کنم اما کتاب که در فصل های کوتاه کوتاه نوشته شده است این لذت را از شما میگیرد.

مولانا در رمان ملت عشق

نباید از این نکته هم غافل شد که رمان ملت عشق صرفا یک رمان خوب است که قسمتی از آن از زندگی مولانا و شمس گرفته شده است

همه اتفاقات و جریانات این کتاب بر اساس مستندات تاریخی نیست

و اگر شما از زندگی مولانا و برخورد او با شمس تبریزی آگاه باشید می توانید به راحتی به این موضوع پی ببرید

بنابراین به این کتاب صرفا به عنوان یک رمان نگاه کنید و انتظاری فراتر از آن نداشته باشید.

می توان گفت همه خوب بودن و تاثیرگذار بودن کتاب نیز مربوط به همین داستان قرن هفتم یعنی داستان عشق میان شمس تبریزی و مولانا است

اگر داستان اللا به شکل مجزا در یک کتاب آمده بود هرگز نمی توانست موفقیتی در حد این کتاب کسب کند

پیشنهاد می کنم مطالعه کتاب ملت عشق را به هیچ وجه از دست ندهید و حتی اگر مایل هستید کسی را به کتاب و کتاب خواندن علاقه مند کنید. رمان ملت عشق را به او هدیه دهید.

نکته نهایی در مورد کتاب ملت عشق قواعد خواندنی شمس تبریزی است که در کتاب آمده است

این قاعده ها با نام چهل قاعده عشق و یا چهل قاعده شمس تبریزی نیز شناخته می شود.

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

جملات زیبایی از متن کتاب ملت عشق

تمام زندگی اللای بیچاره خلاصه شده بود در راحتی شوهر و بچه هایش

نه علمش را داشت و نه تجربه اش را تا به تنهایی سرنوشتش را تغییر دهد. هیچگاه نمی توانست خطر کند. همیشه محتاط بود

حتی برای عوض کردن مارک قهوه ای که می خورد بایست مدت های طولانی فکر می کرد

از بس خجالتی و سربزیر و ترسو بود ؛ شاید بشود گفت آخر بی عرضگی بود.

کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم. همچون آینه ای است که خود را در آن می بینیم

هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید.

به این معناست که تو نیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر می بری.

اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید. به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.

پیمودن راه حق کار دل است. نه کار عقل. راهنمایت همیشه دلت باشد. نه سری که بالای شانه هایت است

از کسانی باش که به نفس خود آگاهند. نه از کسانی که نفس خود را نادیده می گیرند.

جملات زیبایی از متن کتاب ملت عشق

تقریبا همه برنامه های آشپزی تلویزیون را تماشا می کرد. اما هیچ کدام به نظرش واقعی نمی رسیدند

این که در این برنامه ها غذا پختن را با ابداع . خلاقیت . حتی دیوانگی یکی می دانستند به نظرش عجیب می رسید

آشپزخانه آزمایشگاه که نیست! بگذار دانشمندان آزمایش بکنند. هنرمندها عجیب و غریب باشند!

آشپزی اما چیز دیگری است. برای این که آشپز خوبی باشی. نه آزمایش لازم است نه دیوانه بودن!

شمس با همان لحن آرام و باوقار ادامه داد: شاگر موقرمز. می گویی می خواهی به دریای تصوف قدم بگذاری. اما حاضر نیستی بهایش را بپردازی

این طوری نمی شود! برای یکی پول و ثروت تله اصلی است.

برای یکی دیگر شهرت و مقام. برای دیگری تن و شهوت! انسان در وهله اول باید از شر چیزی خلاص شود که در این دنیا بیشترین اهمیت را برایش دارد

این شرط اول قدم گذاشتن در این راه است.

زندگی عذابی تمام نشدنی است. انگار همیشه بین زندگی و مرگ گیر کرده ام. همیشه در برزخم.

هر انسانی به کتابی مبین می ماند در جوهره اش ؛ منتظر خوانده شدن. هر کدام از ما در اصل کتابی هستیم که راه می رود و نفس می کشد

کافی است جوهره مان را بشناسیم. فاحشه باشی یا باکره ؛ افتاده باشی یا عاصی. فرقی نمی کند

آرزوی یافتن خدا در قلب همه ما. در اعماق وجودمان پنهان است

از لحظه ای که به دنیا می آییم. گوهر عشق را درونمان حمل می کنیم.

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

جملات زیبایی از متن کتاب ملت عشق

عشق خدا به دریا می ماند. هر انسانی به قدر ذاتش از آن آب برمی دارد

این که هر کسی چقدر آب برمی دارد به گنجایش ظرف اش بستگی دارد

یکی ظرفش خمره است. یکی دلو. یکی کوزه. دیگری پیاله.

انسان هرگاه نقص ها و عیب ها و هوس ها و اشتیاق های نفسش را شناخت و قصد کرد اصلاحش کند. آن زمان به سفری درونی می رود

از آن به بعد چشمانش نه رو به بیرون. بلکه رو به درون می چرخد

به این ترتیب گام به گام به منزل بعدی نزدیک می شود. این منزل. از منظری. درست برخلاف منزل پیشین است

در این جا فرد به جای آن که مدام دیگران را مقصر بداند. همیشه تقصیر را در وجود خودش می یابد

در هر واقعه ای خودش را می کاود و مقصر می داند. این پله. پله عالم زیبا و من زشت است.

کائنات وجودی واحد است. همه چیز و همه کس با نخی نامرئی به هم بسته اند. مبادا آه کسی را برآوری ؛

مبادا دیگری را. به خصوص اگر از تو ضعیف تر باشد. بیازاری.

فراموش نکن اندوه آدمی تنها در آن سوی دنیا ممکن است همه انسان ها را اندوهگین کند

و شادمانی یک نفر ممکن است همه را شادمان کند.

جملات زیبایی از متن کتاب ملت عشق

مرزهای عقل و منطق ممکن است کاملا قاطع باشد. ما در عشق همه مرزها و جدایی ها محو می شوند.

دنیا چاه پریشانی است در نبود شمس.

تسلیم شدن در برابر حق نه ضعف است نه انفعال. برعکس. چنین تسلیم شدنی قوی شدن است به حد اعلی

انسان تسلیم شده سرگردانی در میان موج ها و گرداب ها را رها می کند و در سرزمینی امن زندگی می کند.

جملات زیبایی از متن کتاب ملت عشق

اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی. بخشی از وجودت همراه با او از دست می رود.

مانند خانه ای متروکه اسیر تنهایی ای تلخ می شود ؛ ناقص می مانی. خلا محبوب از دست رفته را همچون رازی در درونت حفظ می کنی

چنان زخمی است که با گذشت زمان. هر قدر هم طولانی. باز تسکین نمی یابد. چنان زخمی است که حتی زمانی که خوب شود.

باز خون چکان است. گمان می کنی دیگر هیچگاه نخواهی خندید. سبک نخواهی شد

زندگی ات به کورمال کورمال رفتن در تاریکی شبیه می شود ؛ بی آن که پیش رویت را ببینی. بی آن که جهت را بدانی.

فقط زمان حال را نجات می دهی . شمع دلت خاموش شده. در شب ظلمات مانده ای

عمری که بی عشق بگذرد. بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی. عشق زمینی یا عشق آسمانی.

یا عشق جسمانی ؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.

خود به تنهایی دنیایی است عشق.

یا درست درمیانش هستی. در آتشش. یا بیرونش هستی. در حسرتش.

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک

منبع : kafebook.ir

همچنین ببینید

کتاب سال بلوا رمانی از عباس معروفی

کتاب سال بلوا رمانی از عباس معروفی

کتاب سال بلوا کتاب سال بلوا رمانی از عباس معروفی نویسنده معاصر ایرانی کتاب سال …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 + چهارده =