خانه ایدئولوژی و مکاتب فکری 💥 کمونیسم – ایدئولوژی و مکتب کمونیست

کمونیسم – ایدئولوژی و مکتب کمونیست

کمونیسم

ایدئولوژی و مکتب کمونیسم

کمونیسم - ایدئولوژی و مکتب کمونیست

کمونیسم – ایدئولوژی و مکتب کمونیست

کمونیسم – از واژه لاتینی Communis به معنی مشترک – به جنبشی سیاسی-علمی-اقتصادی گفته می شود که از قرن نوزدهم میلادی ،

بیشتر بر پایه اندیشه های کارل مارکس و مانیفست کمونیسم ،

مطرح است.

مارکس برای تعریف فاصله و اختلاف خود با سوسیالیسم غیر کارگری قرن نوزدهم .

عنوانی را که جنبش سوسیالیستی کارگری به خود داده بود ،

یعنی کمونیسم برگزیدند.

هدف این جنبش سیاسی حذف مالکیت خصوصی بر ابزار کار و لغو کارمزدی .

و برچیدن طبقات اجتماعی از طریق انقلاب کارگری است.

با عنوان مالکیت عمومی بر ابزار کار ،

می کوشد تا با مالکیت مشترک .

و در غیاب مالکیت خصوصی یا مالکیت دولتی یک سازمان اجتماعی فاقد طبقه های اجتماعی را ترسیم کند.

کمونیســــم و انواع تعاریف

کمونیسم ،

شامل انواع مکاتب فکری می شود که شامل مارکسیسم ،

آنارشیسم – کمونیسم آنارشیست – و دیگر ایدئولوژی های سیاسی ای است که در کنار هم قرار دارند.

همه این ها تجزیه و تحلیل و گفتمان انتقادی را به اشتراک می گذارند .

که نظم فعلی جامعه از نظام اقتصادی آن یعنی سرمایه داری حاصل می شود ؛ که در این نظام دو طبقه اجتماعی بزرگ وجود دارد.

طبقه کارگر – که باید برای زنده ماندن تلاش کند .

و اکثریت جامعه را تشکیل دهند – و طبقه سرمایه دار – اقلیتی که بر ابزار تولید مالکیت خصوصی دارد.

و به استخدام طبقه کارگر اقدام می کند .

و این درگیری میان این دو طبقه ریشه همه مشکلات جامعه است .

و در نهایت از طریق یک انقلاب کارگری حل خواهد شد.

انقلاب طبقه کارگر را در قدرت قرار داده و به نوبه خود.

مالکیت اجتماعی وسیعی از تولید را ایجاد می کند.

که بر اساس این تحلیل ،

عنصر اصلی در تحول جامعه به سوی کمونیسم است.

اعتقاد کارل مارکس در این باره

کارل مارکس ،

معتقد است که برای تبدیل یک جامعه از وضعیت تولید سرمایه داری به حالت تولید کمونیسم.

می بایست دوران گذاری را طی کرد و این امر به یکباره امکان پذیر نیست ،

مارکس این دوران گذار را تحقق دیکتاتوری پرولتاریا با انقلاب کارگری می نامد.

محمدرضا نیکفر فیلسوف سیاسی چپگرا معتقد است که اساسا معنی دیکتاتوری پرولتاریا در ادبیات مارکس ،

به هژمونی طبقه کارگر دلالت دارد و نه مفهوم دیکتاتوری در ادبیات سیاسی امروزی.

فدریش انگلس اصول اولیه و مبانی کمونیسم و همچنین مفاهیمی مانند جامعه ،

تاریخ و نظام های اقتصادی را از منظری مارکسیستی .

و با استفاده از نظریه ماتریالیسم تاریخی در کتابی با عنوان اصول کمونیسم شرح می دهد.

از این کتاب به عنوان پایه ای برای نوشتن مانیفست دیگری برای حزب کمونیست بهره گرفته شده است.

هدف اصلی کمونیســــم

کمونیسم هدف اصلی اش حذف مالکیت خصوصی از ابزار کار است .

با عنوان مالکیت عمومی ابزار کار و می کوشد تا با مالکیت مشترک .

و در غیاب مالکیت خصوصی یک سازمان اجتماعی فاقد طبقه های اجتماعی را ترسیم کند.

حامیان کمونیسم ،

کمونیسم را شاخه ای از سوسیالیسم می دانند .

اما نظام سوسیالیستی کشورهای کمونیست حالتی گذار از سرمایه داری خصوصی به کمونیسم مطلق است.

در برخی کشورها همچون شوروی ،

چین ،

کره شمالی و خاور جنوبی .

کمونیسم در دوره هایی یا هم اکنون با عنوان دین و مذهبی نو پایه یا گاهی کیش شخصیت شناخته می شود.

از شاخه های کمونیسم می توان به کمونیسم اسلامی – مجاهدین خلق – .

کمونیسم مسیحی – فیدل کاسترو در کوبا – یا کمونیسم عربی – صدام حسین – اشاره کرد.

در برخی کشورها همچون شوروی ،

چین و کوبا ،

احزاب کمونیست موفق شدند قدرت دولتی را از طریق انقلاب و جنگ چریکی بدست بیاوردند.

این عمل آنها هرچند لزوما به اجرای کامل سوسیالیسم منجر نشد ،

اما به شکلی از اقتصاد دولتی با برداشتهایی سوسیالیستی.

برای اداره دولت و جامعه منجر گشت.

ساختار اجتماعی کمونیسم

کمونیسم یک ساختار اجتماعی است ،

که تاسیس یک جامعه بدون طبقه ،

بدون دولت – هیئت حاکمه – بر اساس مالکیت اشتراکی بر ابزار تولید را ترویج می کند.

معمولا کمونیسم به عنوان شاخه ای از جنبشی بزرگ تر به نام سوسیالیسم مطرح می شود.

که خط مشی جنبش های سیاسی و روشنفکری گوناگونی است.

که خاستگاه خود را به آثار مارکس برمی گردانند.

مخالفان می گویند که کمونیسم یک ایدئولوژی است.

در حالی که مروجان کاملا برعکس می گویند که تنها نظام سیاسی بدون ایدئولوژی است ،

چرا که نتیجه منطقی ماتریالیسم تاریخی و انقلاب پرولتاریا است.

کمونیست ها از یکسو ،

در عمل پیشرفته ترین و استوارترین بخش احزاب طبقه کارگر هر کشور را تشکیل می دهند.

و در واقع محرک آن بخش می باشند ؛ و از سوی دیگر ،

یعنی از دیدگاه نظری آنان نسبت به توده اعظم پرولتاریا این امتیاز را دارند که به روشنی مسیر حرکت ،

شرایط و نتایج نهایی نهضت پرولتاریا را درک می کنند.

هدف فوری پرولتاریا همان است که همه احزاب پرولتاریایی دیگر نیز دارند.

متشکل کردن پرولتاریا در قالب یک طبقه ،

سرنگون کردن سیادت بورژوازی و تسخیر قدرت سیاسی به وسیله پرولتاریا.

نتیجه گیری های نظری کمونیست ها به هیچ وجه مبتنی بر عقاید و اصولی نیست که خود را مصلح جهان معرفی کند.

کمونیسم کارل ماکس

مارکس تفاوت کمونیسم خود را با واژه علمی متمایز می کند.

کمونیسم مارکس کمونیسمی است که بر مبنای آزادی طبقه کارگر بنا شده است.

طبقه کارگر بنا بر نقشی که در مناسبات تولید بر عهده دارد ،

مجبور است نیروی کارش را بفروشد.

این فروش نیروی کار کارگر را تبدیل به ماشین می کند.

و او را از ماهیت انسانی اش تهی می سازد.

این استثمار برای استمرار خویش دولت را می آفریند ،

نهادی به نام خانواده – در مفهوم مدرن آن – را بنیان می نهد که پدرسالار است.

این روابط حتی در یک خانواده لزبین هم در این جامعه پدرسالار بازتولید می شود.

این روابط پدرسالارانه به زن به چشم جنس دوم نگاه می کند.

و طبعا چون پدر در راس خانواده قرار دارد ،

کودکان و زنان همگی جزیی از مایملک پدر محسوب می شوند.

مارکس در مانیفست می گوید:

آیا به ما حمله می کنید که می خواهیم به استثمار کودکان توسط پدران و مادران خاتمه دهیم ؟ درست است ما به این جنایت اعتراف می کنیم.

نقد کمونیســــم

فعالان سیاسی زیادی به نقد کمونیسم پرداخته اند که از میان ناراضیان بلوک شوروی .

می توان به آلکساندر سولژنیتسین و واتسلاو هاول .

و از میان نظریه پردازان علوم اجتماعی می توان به هرمان آرنت ،

ریمون آرون ،

رالف راندورف ،

سیمور مارتین لیپست و کارل ویتفوگل .

و از میان اقتصاد دانان به فردریش هایک ،

لودویگ وان میرز و میلتون فریدمن .

و از میان مورخان و دانشمندان علوم اجتماعی به رابرت کانکوست ،

استفان کورتیوس ،

ریچارد پالیس و رامل اشاره کرد.

همچنین از چپ گراهای ضد کمونیست .

می توان از ایگناسیو سیلون ،

جرج اورول ،

سال آلینسکس ،

ریچارد رایت ،

آرتور کوستلر و برنارد هنری لوی .

و از رمان نویسان از آین راند و از فلاسفه از لشک کولاکوفسکی و کارل پوپر نام برد.

برخی از نویسندگان مانند کورتیوس از این حد فراتر رفته .

و به جای نسبت دادن ده ها میلیون کشته و نقض صریح حقوق میلیون ها انسان در قرن بیستم به کشورهای کمونیستی ،

از این وقایع که برخی کشورهای کمونیستی رخ داده است – مخصوصا در زمان حکومت استالین ،

مائو و پول پوت – .

به عنوان ادله ای در برابر مارکسیسم یاد می کنند.

برخی از این منتقدان قبلا مارکسیست بوده اند ،

مانند ویتفوگل که مفهوم استبدادگرایی شرقی را که توسط مارکس مطرح شده بود.

به جوامع کمونیستی مانند شوروی سابق ربط داد .

و سیلون رایت و کوستلر مقاله هایی در کتاب خدایی که شکست خورد نوشتند که این عنوان به مارکسیسم اشاره دارد.

انتقاد از مارکسیسم

همچنین نقدهای شدیدتری به مارکسیسم وارد شده است .

که می توان به نظریه ارزش کار یا نقد پیش بینی های مارکسیسم اشاره کرد.

با این وجود احزاب کمونیستی که در بیانیه ورشو شرکت نداشتند.

مانند احزاب کمونیستی اروپای غربی ،

آسیا ،

آمریکای لاتین و آفریقا.

تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند ؛ بنابراین انتقادی که به یکی از این احزاب وارد می شود .

ممکن است در مورد حزب دیگری صادق نباشد.

کمونیسم - ایدئولوژی و مکتب کمونیست

منبع : fa.wikipedia.org

همچنین ببینید

آنارشیسم – ایدئولوژی آنارشیسم

آنارشیسم – ایدئولوژی آنارشیسم

مکتب آنارشیسم آشنایی با مفهوم و مکتب آنارشیسم مکتب آنارشیسم اقتدار گریزی ، سروری ستیزی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + پنج =