خانه ایدئولوژی و مکاتب فکری 💥 آنارشیسم – ایدئولوژی آنارشیسم

آنارشیسم – ایدئولوژی آنارشیسم

مکتب آنارشیسم

آشنایی با مفهوم و مکتب آنارشیسم

آشنایی با مفهوم و مکتب آنارشیسم

مکتب آنارشیسم

اقتدار گریزی ،

سروری ستیزی یا آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت.

یا به طور کلی جامعه ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است.

آنارشیسم ،

برخلاف باور عمومی ،

خواهان هرج و مرج و جامعه بدون نظم نیست.

بلکه همکاری داوطلبانه را درست می داند.

که بهترین شکل آن ،

ایجاد گروه های خودمختار است.

طبق این عقیده ،

نظام اقتصادی نیز در جامعه ای آزاد و بدون اجبار.

یک قدرت سازمان یافته بهتر خواهد شد .

و گروه های داوطلب می توانند بهتر از دولت های کنونی از پس وظایف آن برآیند.

آنارشیست ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند .

و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می دانند.

ایدئولوژی آنارشیسم

آنارشیســم شامل مخالفت با اقتدار یا هر گونه سازمان با ساختارهای طبقاتی در هر رابطه انسانی است.

و به سیستم دولت محدود نمی شود.

و به عنوان یک تئوری بی تعصب ،

آنارشیسم تساوی در بسیاری از جریان های فکری را خواهان است.

آنارشــیســم یک تئوری جهان بینی خاص ارائه نمی دهد.

و مانند دیگر نظریه ها در حال تغییر است.

آنارشیسم خود زیر نحله های پرشماری دارد.

که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند.

مکاتب فکری آنارشیسم می تواند اساسا متفاوت باشد.

به طور مثال آنارشیسم هر چیزی از فردگرایی مطلق تا جمع گرایی کامل را حمایت می کند.

آنارشیسم معمولا به عنوان ایدئولوژی چپ رادیکال در نظر گرفته می شود.

و بیشتر اقتصاد آنارشیستی و فلسفه حقوق آنارشیستی از تفاسیر ضد استبدادی کمونیسم.

اقتصاد مشارکتی ،

سندیکالیسم و همکاری متقابل تاثیر گرفته است.

ریشه شناسی و اصطلاحات آنارشیســم

اصطلاح آنارشیســم متشکل شده از کلمه آنارشی و پسوند ایسم است.

آنارشی مشتق از واژه یونانی به معنای بدون کسی که قانون تعیین کند.

و به معنای عدم حکومت است.

اولین استفاده شناخته شده از کلمه آنارشیسم در سال ۱۵۳۹ میلادی بود.

بسیاری از انقلابیون در اوایل قرن نوزدهم اصول آنارشیستی نسل جدید را داشتند .

مانند ویلیام گادوین و ویلهلم وایتلینگ اما آنها از واژه آنارشــیســم یا آنارشیست .

در توضیح عقاید خود استفاده نکردند.

پیر ژوزف پرودون اولین فیلسوف سیاسی ای بود که خود را آنارشیست نامید.

این تولد رسمی آنارشیسم در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه بود.

طرفداری از آزادی فردی گاه به معادلی برای آنارشیسم استفاده می شد.

و تقریبا منحصرا در سال ۱۹۵۰ میلادی در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت.

اندیشمندان آنارشیست

از اندیشمندان برجسته آنارشیست دیگر می توان از ماکس اشتیرنر ،

لئو تولستوی ،

میخائیل باکونین ،

پطر کروپوتکین ،

الیزه رکلوز ،

ماری بوخین ،

اما گلدمن ،

نوام چامسکی ،

هربرت رید ،

هوارد زین و اخیرا متفکران آزادی طلب و محافظه کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد نام برد.

آنارشیست ها در فلسفه بگذار انجام دهند – Laissez faire – با هم اشتراک نظر دارند ؛ اما در تئوری به دسته های آنارشــیســم تحول خواه ،

آنارشــیســم کمونیست.

و آنارشیسم فردگرا تقسیم می شوند.

برای مثال پرودون یک آنارشیست فردگرا بود .

و آنارشیسم به شکل یک جنبش اجتماعی با کتاب مالکیت چیست او آغاز شد.

پرودون با مالکیت مخالف نبود بلکه نحوه اکتساب و بهره برداری از آن را نیازمند اصلاح می دانست.

آنارشیســم از نظر روش های اجرایی

آنارشیسم از نظر روش های اجرایی به دو دسته آنارشیسم انقلابی و آنارشیسم مسالمت جو تقسیم می شود.

آنارشیست های رادیکال – انقلابی – طرفدار ترور ،

اعتصاب و برانداختن ناگهانی تشکیلات دولت هستند.

در سده ۱۹ آنها سیاست مداران و پادشاهان بسیاری را ترور کردند.

آنارشیست های مسالمت جو مانند لئو تولستوی ،

طرفدار عدم خشونت هستند.

آنارشیست های ایرانی بیشتر از آنارشیست های چپ و رادیکال به شمار می آیند.

و با این که از آنارشیست های مسالمت جو نبوده.

و در روش های اجرایی از هیچ تلاشی برای اعتصاب همگانی ،

نابود کردن تجهیزات پلیس و از کار انداختن ماشین سرکوب – دولت – روی گردان نیستند.

برخلاف بسیاری از آنارکو کمونیست های رادیکال ،

به هیچ روی شیوه هایی مانند ترور و کشتار را برنمی تابند.

و با شناسنامه آنارشیسم ایرانی مبارزه می کنند.

آنارشیسم نوین

صورت بندی مدرن نظریه آنارشیسم با اثر ویلیام گادوین در سال ۱۷۹۳ با نام تفحصی پیرامون عدالت سیاسی و تاثیرش بر شادمانی و فضیلت عام آغاز شد.

بسیاری چون پرودون ،

باکونین ،

اشتیرنر ،

تاکر ،

تولستوی و کروپوتکین دنباله کار وی را گرفتند.

نظریه پردازان آنارشیسم معمولا پیرو یکی از پنج شاخه زیرند:

آنارشیسم کمونیست

آنارشــیســم سندیکالیست – سندیکا گرا –

آنارشــیســم فردگرا – فردگرا –

آنارشیسم دینی

آنارشیسم فمینیست

آنارشیسم کمونیست

پطر کروپوتکین از شخصیت های محوری این نحله و واضع اصطلاح آنارشیست کمونیست است.

از نظر پیروان این نحله انسان موجودی ذاتا اجتماعی است .

و سود اجتماع در ذات خود در تقابل با سود فرد نیست بلکه مکمل آن است.

همنوایی میان انسان و اجتماع در سایه نفی نهادهای اجتماعی اقتدارگر خاصه دولت ممکن است.

آنارشیسم سندیکا گرا

آنارشیسم سندیکا گرا رستگاری را در نزاع اقتصادی و نه نزاع سیاسی طبقه کارگر می جوید.

پیروان آن با تشکیل اتحادیه کارگری و سندیکاها .

قصد نزاع با ساختار قدرت را دارند.

از نظر ایشان سرانجام با یکی انقلاب بنیادهای حکومت فعلی فرو می ریزد.

و نظم اقتصادی نو اجتماع بر پایه سندیکاها شکل می گیرد.

و آمریکای جنوبی .

به شکل جنبش وسیع توده ای درآمده است

آنارشیسم فردگرا

بنیاد نظری آنارشیسم فردگرا را در آثار ماکس اشتیرنر آلمانی و بنیامین تاکر آمریکایی می توان پیدا کرد.

اشتیرنر در کتاب او و هرآنچه از اوست – چاپ نخست ۱۸۴۴ – عقایدش را تشریح کرده است.

به اعتقاد وی انسان حق دارد هر آنچه می خواهد انجام دهد.

و هر چه آزادی وی را سلب کند نابود باید گردد.

اشتیرنر نه تنها با قانون و مالکیت خصوصی سر مخالفت می دارد.

بلکه با مفاهیم خدا و کشور و خانواده و عشق هم بنای ناسازگاری می گذارد.

منتها مخالفت وی با این مفاهیم به معنی فتوا به نابودی آنها نیست.

بلکه از نظر وی ،

انسان در صورت رضایت خاطر.

هر گاه بخواهد ،

می تواند به این مفاهیم تن دهد ،

ولی سرسپردگی به این مفاهیم وظیفه شخص نیست.

آنارشیســم فلسفی

نظریات تاکر را با نام آنارشیسم فلسفی نیز می شناسند.

و آن را سهم آمریکاییان در تاریخ نظریه آنارشــیســم قلمداد می کنند.

معمولا میان آنارشیسم فلسفی یا آنارشــیســم فردگرا و آنارشــیســم کمونیست یا توده گرایی تقابل می افکنند.

از جمله تفاوت هایی که بیان می دارند تشویق به خشونت در دومی بر خلاف اولی است.

این تقابل افکنی مخالفانی هم دارد.

تاکر در نظریه پردازی های خویش از دارایی چیست ؟ پرودون اثر پذیرفت.

او با هرگونه اعمال قدرت از سوی دولت مخالف بود و آن را غیراخلاقی می دانست.

تاکر و پیروانش با چهار انحصار اصلی ای که آبشخورشان وجود دولت می بود به مخالفت پرداختند.

زمین ،

پول ،

دادوستد و حقوق پدیدآورندگان.

نابودی این انحصارات را مایه از میان رفتن فقر می دانستند.

با قدرت گرفتن سندیکاها و سایر پیکره های اجتماعی در ایالات متحده آنارشیسم فردگرا افول کرد.

آنارشیســم دینی

تولستوی نظریه پرداز آنارشــیســم دینی شناخته می شود.

گاه حساب آنارشیسم دینی را از دیگر زیر نحله های آنارشیسم جدا می کنند.

آنارشیست ها و بالاخص لئو تولستوی.

نظریه پرداز این نحله فکری ،

معتقدند که هیچ نظام حکومتی ای مشروعیت حکمرانی بر مردم را ندارند.

ایدئولوژی آنان بدین گونه است که تمام نظامات حکومتی مرتکب نوعی آپارتاید ساختاری هستند.

و به نوعی حکومت ها همه ضد مردمی و در دست قدرت ها و سرمایه دارانند.

تولستوی می گوید بهتر این است که محبت خداوند بر مردم حکمرانی نماید.

او معتقد است که محبت عیسوی و ایدئولوژی آنارشیستی می تواند راه نجات جامعه بشری باشد.

آنارشــیســم فمینیست

یکی از عوامل ایجاد تفاوت و تضاد در جامعه ،

تبعیض جنسی است ؛ برخی فیلسوفان آنارشیسم ،

همچون اما گلدمن ،

معتقدند که نخستین گام برای رسیدن به برابری طبقاتی برابری جنسیتی است و تا هنگامی که تبعیض جنسی وجود دارد برابری طبقاتی – و در پیامد حذف دولت – غیرممکن خواهد بود.

گرچه یکی از خواسته های فمینیسم ،

تساوی حقوق زن و مرد در صحنه های سیاسی است.

اما این دلیل تضاد با آنارشیسم نیست ؛ بلکه آنارکو فمینیسم مسلما به بررسی صحنه های سیاسی نمی پردازد .

و تنها به انتظار جامعه از خودش می پردازد.

به هر حال برخی آنارکوفمینیسم را زیر مجموعه آنارشــیســم نمی دانند.

زیرا فمینیسم ،

آنارشیسم را یک امر سیاسی نمی دانند .

که مخالفت یا موافقتی با زیر مجموعه های دیگر آنارشیسم داشته باشد.

آنارشیســم و لیبرالیسم

در آنارشــیســم همچون لیبرالیسم بر آزادی – فردی و سیاسی – ،

شادمانی و کامیابی فرد تاکید می رود.

در لیبرالیسم کلید نیل به مقصود دخالت حداقلی دولت در امور مردمان است.

این دخالت تنها از روی ضرورت باید بودن و غرض از آن جلوگیری.

از اخلال در سیر طبیعی و رفتار دست نامرئی است.

اما در آنارشیسم حکومت به یکبارگی نفی می شود.

و همین دخالت کمینه هم برتافته نمی شود.

آنارشیسم و سوسیالیسم

رابطه آنارشــیســم و سوسیالیسم پیچیده تر از رابطه آنارشیسم و لیبرالیسم است.

تا آنجا که برخی نویسندگان منکر خویشاوندی میان این دو نحله شده اند.

این امر برخاسته از آن است که در نگاه نخست در سوسیالیسم تکیه بر حقوق اجتماع در مقابل فرد است .

در حالی که در آنارشیسم سخن از حقوق فرد در مقابل اجتماع است.

با این حال در نهایت به نظر می آید که نسخه پیچی های آنارشیست ها – خصوصا نوع کمونیست – کم شباهت با نسخه پیچی های سوسیالیست ها نیست.

آنارشیست ها چون سوسیالیست ها با مالکیت شخصی مخالفند.

هر دو برای ساختن جامعه ای می کوشند .

که در آن هر کس در حد توانایی های خویش در خوشبختی اجتماع بکوشد.

و تا آنجا که نیاز می دارد از خدمات اجتماع بهره مند شود.

آشنایی با مفهوم و مکتب آنارشیسم

منبع : fa.wikipedia.org

همچنین ببینید

کمونیسم – ایدئولوژی و مکتب کمونیست

کمونیسم – ایدئولوژی و مکتب کمونیست

کمونیسم ایدئولوژی و مکتب کمونیسم کمونیسم – ایدئولوژی و مکتب کمونیست کمونیسم – از واژه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 − 5 =