خانه موجودات افسانه ای 💥 آل یا زائو ترسان موجودی افسانه ای

آل یا زائو ترسان موجودی افسانه ای

آل یا زائو ترسان

آل یا زائو ترسان موجودی افسانه ای در باورهای عامیانه

آل یا زائوترسان

آل یا زائوترسان موجودی افسانه ای

آل یا زائوترسان موجودی خیالی-افسانه ای است.

در باور عامه ،

موجودی است که اگر زن تازه زا را تنها بگذارند ،

سراغش می آید و بدو آزار یا آسیب می رساند.

آل یک گونه از موجودات اهریمنی در باور مردمان قفقاز ،

ایران ،

آسیای میانه و بخش هایی از جنوب روسیه است.

در باورهای سنتی ،

نقش آل ها در تولید مثل انسان هاست به همین دلیل آنها را اهریمن وضع حمل یا زایمان می دانند.

آل ها در مناطق گوناگون دارای نام های مختلفی هستند مثلا در ارمنستان به آلک ،

در میان کردها به ئالو شه وه ،

در افغانستان و تاجیکستان به هال یا خال ،

در کشورهای ترک زبان آسیای میانه به آلباستی یا آلماستی و در میان مردم کشمیر و بدخشان به هالماستی معروفند.

در فرهنگ بختیاری ها هم وجود آل ها با عبارات رایج ی مانند آل برده و الهی آل ببردت به چشم می خورد.

در روایات ارمنی ،

آل ها قلب و شش زن در حال زایمان ،

زن آبستن و زنی تازه زایمان کرده – زائو – را می دزدند و سبب مرگ او می شوند.

آنها همچنین با آسیب رساندن به جنین در زهدان مادر سبب سقط جنین می شوند.

آل ها نوزادان زیر چهل روز را دزدیده و اقدام به تعویض آنها با بچه خود یا بچه جن می کنند.

– مانند الفها در باورهای ژرمنی – .

آل ها نیز مانند انسانها داری دو جنس زن و مرد هستند.

ماهیت وجودی آل ها

در بسیاری از منابع خبر از وجود قومیت هایی با ماهیت انسانی گزارش گردیده که دلالت بر وجود جماعتی از زنانی دارد که در دوران هایی زندگانی بر مبنای وحشی زیستی و غارت گری دارد که با نام آل شناخته می شده اند.

در این منابع ،

محل سکونت اصلی آل ها ،

جلگه های بین رودخانه دون و دریای سیاه تا سرزمین قفقاز و آذربایجان قدیم درج شده است.

در برخی منابع از زنانی جنگ جو و سرکش به نام آمازون یاد کرده اند که تقریبا در همان منطقه سکونت داشتند.

در کتاب مشیرالدوله آمده است: زنان آمازون در جلگه ای موسوم به تمیس سیر در کنار ترمودون سکنی داشتند و ملکه این مردم تالس تریس نام ،

بر تمامی مردمانی که از کوه های قفقاز تا رود فاز ریون کنونی منتشر بودند ،

سلطنت میکرد.

آل در داستان زنان آمازون

داستان زنان آمازون بسیار مفصل و خواندنی است.

نویسندگان پیش از میلاد اغلب در آثار خود از آنها یاد کرده اند.

نوشته های آنها گویای آن است که آمازون ها گروهی از آل ها بوده اند و صرفا به دلیل این که یک پستان داشتند – به شوند اینکه با دست راست تیراندازی کنند پستان راست را می سوزاندند – از سوی یونانی ها موسوم به صفت آمازون شدند که طبعا در بین آریایی ها به همان نام اصلی ،

یعنی آل نامیده می شدند.

این زنان جنگاور و مهیب ،

در تاخت و تاز ،

جنگ ها و آوارگی های قوم خود یعنی آلان یا آل سهیم بودند ؛ و بعید نیست که دسته های انبوهی از آنها به جنوب قفقاز سرازیر شده و بدوا و مدت ها به صورت مهاجرانی آواره تا به کادوسیه و آتروپاتن رسیده و در آن جاها زندگی کرده اند و بعدها در نتیجه تصادماتی با بومیان ،

سرکوب و طرد شده اند اما تهاجمات پنهانی و جنگ و گریز هایشان شاید به حکم قانون نزاع بقا ادامه یافته و تدریجا چهره ای افسانه ای یافته اند.

از این رو محتمل است که – آله ژن = زن آل – افسانه ها ،

همان زن های آل تاریخی باشند که یونانی ها آنها را آمازون خوانده اند.

در برخی منابع مطالبی آمده که نشان می دهد زنان آل را ساورومات نیز نامیده اند.

دیاکونوف می نویسد ،

ساورومات ها قومی بودند که زنان بر آن حکومت می کردند و کاهنان و جنگاوران شان زنان بودند.

این زنان سلحشور یعنی سارومات را هرودوت از بازماندگان آمازون ها می دانسته.

آل یا زائوترسان موجودی افسانه ای

چگونگی راهیابی آل های تاریخی قفقاز به افسانه ها

اکنون باید دید که آل های یاد شده به صورت موجوداتی اسرار آمیز که همیشه در خفا و کمین هستند ،

چگونه وارد زندگی و فرهنگ برخی قوم ها بخصوص اقوام شمال غرب فلات ایران و بسیاری مناطق دیگر شده اند.

آل تاریخی که دست کم از دوران مادها تا یورش مغولان گوشه پر ماجرایی از تاریخ جوامع ماوراء قفقاز را اشغال کرده اند ،

بارها به سرزمین های جنوبی سرازیر شده اند – گاه با تاخت و تاز و غارت و گاه نیز به عنوان آواره و پناهنده – زیستن به صورت مخفی و مخوف ،

در حاشیه زندگی اهالی ،

بیشتر موافق وضعیت اخیر یعنی آوارگی و از هم پاشیدگی زندگیشان می باشد.

در این بین این آل های آواره و اکثرا مونث در کوره بیابان ها و جنگل ها به صورت مخفیانه زندگی کردند که در این گذر با چهره هایی ناخوشایند و ژولیده از غارت های شبانه روستاها و دیرها گذران زندگی می کردند.

مهم ترین شاخصه این نوع زندگیه تنها و بی همسری ،

رو آوردن به دختر بچه دزدی در بسیاری روایات است که در این داستان ها آورده شده این زنان حتی به زنان باردار حمله ور گردیده و نوزاد در جنین مادران را به طرز وحشیانه ای از رحم خارج کرده و میرباییدند ؛ و اینکه برای این آلان فقط فرزند مؤنث ارزش داشته و فرزند ذکور را از بین می بردند ،

شاید بر این مبنا باشد که نژادی و جنسی از خود را فقط مورد قبول داشتند و دختر بچه ها را در نزد خود و به رسم خود پرورش می دادند.

در برخی منابع نخستین یورش آلان ها به صفحات جنوب قفقاز و ارس که شرح آن در نوشته ها آمده است ،

بار اول در حدود ۷۵ م در عهد پادشاهی بلاش اول و بار دوم در سال ۱۳۰ م در زمان پادشاهی بلاش دوم ،

رخ داده است و در مواردی بسیار در دوران های دیگر به سرزمین ایران به صورت پراکنده حمله ور شده یا مهاجرت کرده اند.

اجزای بدن و صورت آل ها بر اساس افسانه ها

اجزای بدن و صورت آل ها بدین سان توصیف شده است: بینی گلی ،

چشمانی آتشین ،

موهایی ژولیده و نامرتب ،

دندانهایی آهنین با نیشهایی به جلو آمده مانند گراز وحشی و پستانهایی آویزان مانند پیرزنها.

بنابر باورهای کهن ،

آل ها پس از دزدیدن قلب و شش زن و زمانی که دیگر زن زنده نمانده است ،

اقدام به فرار و عبور از اولین آب جمع شده در یک جا یا اولین منبع آب می کنند.

طلسمهای مانع آل ،

مانند دیگر طلسمها برای دیگر شیاطین است.

این طلسمها شامل افسون ،

دعا ،

اشیای فلزی ،

سیر و پیاز و جلوگیری کردن از رسیدن آل به آب است.

در ایران آل ها به شکل پیرزنی لاغر و استخوانی با بینی گلی و صورتی سرخ به همراه سبدی حصیری برا ی شش و جیگر های دزدیده شده تصویر شده است.

در آسیای میانه ،

آل ها چنین روایت شده اند: موجوداتی چاق و زشت و پیر زنانی پرمو با پستان های آویزان به همراه سبدی پشمی که جگر و شش های قربانیان را درون آن قرار می دهند.

برطبق بسیاری از روایات خاور نزدیک ،

خدا یک آل را برای همسری آدم یا اولین بشر آفرید اما آدم فانی و خاکزاد با آل که از جنس آتش است ،

ناسازگار بود.

این آغاز و ریشه دشمنی آل ها با حوا و همه دختران اوست.

چاقوی آل ها

در ادبیات شفاهی کرمان ،

آل بعد از بریدن جگر زن حامله آن را در جوی آب می شوید تا بخورد.

به محض خورده شدن جگر ،

زن حامله خواهد مرد.

در برخی خانواده های قدیمی یکی از مردان کهنسال ادعا می کند در جوانی خود به آل در حال بردن یا شستن جگر برخورد کرده است.

آل به نهیب جمله ای مانند – نقل قول از داستان روایت شده – : چه کار می کنی ؟ برو این جگر را از هر کجا برداشتی بگذار سر جایش پتیاله می ترسد و فرار می کند و چاقوی خود را به جا می گذارد.

این چاقو تیغه ای آبی رنگ دارد و هیچ وقت تیزی خود را از دست نمی دهد.

در تمامی داستان ها راوی ادعا می کند که این چاقو را تا چند سال اخیر در اختیار داشته است.

فیلم ها و بازی ها با موضوع آل

در سال ۱۳۸۸ فیلمی به نام آل به کارگردانی بهرام بهرامیان بر پایه همین موضوع ،

ساخته شد.

این فیلم در ژانر وحشت و محصول ایران است و بیش از هشتاد درصد آن در ارمنستان فیلمبرداری شده است.

همچنین قرار است بازی ویدئویی آل نیز بر پایه داستان فیلم در سال ۱۳۸۹ ساخته شود.

آل یا زائوترسان

منبع : fa.wikipedia.org

همچنین ببینید

تک شاخ یا یونیکورن موجودی اساطیری

تک شاخ یا یونیکورن موجودی اساطیری

تک شاخ یا یونیکورن تک شاخ یا یونی کورن موجودی اساطیری و افسانه در فرهنگ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × سه =