خانه موجودات افسانه ای 💥 سیمرغ پرنده اسطوره ای و افسانه ای

سیمرغ پرنده اسطوره ای و افسانه ای

سیمرغ

سیمرغ پرنده اسطوره ای و افسانه ای در افسانه های ایرانی است

سیمرغ پرنده اسطوره ای

سیمرغ پرنده اسطوره ای

سیمرغ پرنده اسطوره ای و افسانه ای ایرانی است.

شاید بتوان سیمرغ را از مهم ترین موجودات در ادب پارسی برشمرد.

دانشمندان زیادی از دیرباز به این پرنده در اساطیر ایرانی و شباهتهای آن با مرغان دیگری همچون çyena – شاهین – ،

گرودای هندی ،

وارغن ،

کرشیفت ،

امرو و کمروی اوستایی ،

چمروش و کمک در ادبیات پهلوی ،

عنقای عربی ،

هما و ققنوس در ادب پارسی ،

فونیکس یونانی ،

انزوی اکدی ،

و سیرنگ در ادبیات عامیانه پرداخته اند.

او نقش مهمی در داستان های شاهنامه دارد.

کنام – آشیانه – او کوه اسطوره ای قاف است.

دانا و خردمند است و به رازهای نهان آگاهی دارد.

زال را می پرورد و همواره او را زیر بال خویش پشتیبانی می کند.

به رستم در نبرد با اسفندیار رویین تن یاری می رساند.

جز در شاهنامه دیگر شاعران پارسی گوی نیز سیمرغ را چهره داستان خود قرار داده اند.

از جمله منطق الطیر ،

عطار نیشابوری نیز از آن دسته اند.

ریشه نام سیمرغ

فهم معنی دقیق دو حرف اول سی مرغ بسیار مهم است.

آیا سی همان عدد 30 است و یا اینکه سی تحریف شده و یا خلاصه شده از واژه دیگری است.

یک نظر بر آن است که سی در واقع شی هست و آن مخفف شاه و یا شاهین است شاهی مرغ مرغی است که در عالی ترین درجه است و شاید نام دیگر همای سعادت باشد.

سیمرغ در دوره ساسانی

نشان سیمرغ نگاره ایست با ساختاری پیچیده ؛ مرغی افسانه ای با دم طاووس ،

بدن عقاب و سر سگ و پنجه های شیردر نماره ها و در کتب و نقوش به شکل پرنده های شکاری .

نشان سیمرغ در دوره ایران ساسانی ،

بر بسیاری از جامها و ظرفها نقش بسته و شاید نشان رسمی شاهنشاهی ایران بوده باشد.

نگاره های کشف شده بر بخش غربی دیوار افراسیاب ،

در شهر سمرقند ،

شاه یا شاهزاده ای را نمایش می دهند که همان طرح ،

همانند جامه خسرو پرویز بر دیوار طاق بستان ،

روی جامه اش نقش بسته.

پژوهشگر نگاره های دیوار افراسیاب ،

پروفسور مارکوس موده ،

– استاد انستیتوی باستان شناسی و هنر شرقی دانشگاه مارتین لوتر آلمان – در پژوهش خود یادآور شده که به دلیل وجود این نگاره بر پیکره خسرو بر طاق بستان ،

ممکن نیست نشانی ساده بوده باشد ،

او همچنین شبیه بودن کلاه در این دو پیکره را دلیل دیگری بر مهم بودن شخصیت گمنام نقش بسته بر دیوار افراسیاب می داند و در ادامه به این نتیجه رسیده که نگاره سیمرغ ،

به احتمال بسیار پیکر یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی را نشان می دهد ،

چون تاریخ تقریبی ساخت آن نگاره ها با سال های پایانی شاهنشاهی ساسانی منطبق ،

و همچنین از بین یکصد پیکره نقش بسته بر آن دیوار ،

تنها یک نفر جامه اش به این نشان آراسته است.

جامه ابریشمی – یا کفتان – دیگری از پایان دوره ساسانی در موزه سرنوچی پاریس با همان نقش به نمایش گذاشته شده.

شماری تکه پارچه ابریشمی ،

کاشی ها و ظرفهای سیمین و زرین آن دوران نیز ،

سیمرغ را در همان قالب و همان نقش نشان می دهند.

پیشینه حضور مرغ افسانه ای سیمرغ

پیشینه حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به دوران باستان می رسد.

آنچه از اوستا و آثار پهلوی بر می آید ،

می توان دریافت که سیمرغ ،

مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش به نام ویسپوبیش یا هرویسپ تخمک که در بردارنده تخمه همه گیاهان است ،

آشیان دارد.

در اوستا اشاره شده که این درخت در در دریای و روکاشا یا فراخکرت قرار دارد.

کلمه سیمرغ در اوستا به صورت مرغ وسئن آمده که جزء نخستین آن به معنای مرغ است و جزء دوم آن با اندکی دگرگونی در پهلوی به صورت سین و در فارسی دری سی خوانده شده است و به هیچ وجه نماینده عدد ۳۰ نیست ؛ بلکه استعاره ای از تعداد مشخص پرندگان دانا – از حوادث غیب – و گاهی معنای آن همان نام شاهین می شود.

شاید هدف از این واژه – سی – بیان صفت روحانیت آن مرغ بوده است.

سیمرغ پرنده اسطوره ای

سیمرغ پس از اسلام

سیمرغ پس از اسلام هم در حماسه های پهلوانی هم در آثار عرفانی حضور می یابد.

سیمرغ در شاهنامه فردوسی دو چهره متفاوت یزدانی – در داستان زال – و اهریمنی – در هفت خوان اسفندیار – دارد.

زیرا همه موجودات ماوراء طبیعت نزد ثنویان – دوگانه پرستان – دوقلوی متضاد هستند.

سیمرغ اهریمنی بیشتر یک مرغ اژدهاست ،

فاقد استعدادهای قدسی سیمرغ یزدانی است و به دست اسفندیار در خوان پنجمش کشته می شود.

البته عده ای این تضاد را برآمده از اختلافات دینی اسفندیار با خاندان رستم می دانند.

اسفندیار از پیروان دین زرتشت است و رستم به عقاید پیشوای زرتشتی ایمان دارد.

تقریبا هر آنچه پیش از زرتشت اهورایی است ،

در دین زرتشتی ،

اهریمنی محسوب می شود.

سیمرغی هم که همیشه به یاری خاندان رستم می آید ،

در خوان پنجم ،

با هیبتی اهریمنی ،

مانع اسفندیار و گسترش دین او می شود.

ناگفته نماند سیمرغ ،

در دین بهی پسا زرتشتی ،

دوباره وجه مثبت و اهورایی خود را به دست می آورد.

سیمرغ مظهر خرد و دانش

سیمرغ مظهر خرد تمام و بی نقص است که پاسخ تمام پرسش ها را در خود دارد ،

و اسفندیار فره ایزدی دارد و رسالت انتشار مذهب بر دوش اوست که در مسیر تعالی خود سیمرغ را از میان برمی دارد.

اسفندیار با وجودی که فره ایزدی دارد و مرتکب گناهی نمی شود ولی شخصیت نیکی در شاهنامه ندارد چنان که با حیله پس از هفت خوان راهنمای خود را می کشد در قیاس با رستم که وفای به عهد می کند و راهنمای خود در هفت خوان را به پادشاهی مازندران می رساند

سیمرغ در شاهنامه

ورود سیمرغ یزدانی به شاهنامه با تولد زال آغاز می شود.

سام پدر زال فرمان می دهد فرزندش را که با موهای سفید به دنیا آمده در صحرا رها کنند تا از بین برود.

سیمرغ به سبب مهری که خدا در دلش می افکند ،

زال را به آشیانه می برد و می پرورد.

سرانجام وقتی سام به دنبال خوابی که دیده است به پای البرز کوه – جایگاه سیمرغ – به سراغ زال می آید ،

سیمرغ بعد از وداع با زال پری از خود را به او می دهد تا به هنگام سختی از آن استفاده کند.

سیمرغ دو جا در شاهنامه کمک های مهمی به زال می کند.

یکی به هنگام به دنیا آمدن رستم که به علت درشت بودن تولدش با مشکل مواجه شده است و سیمرغ با چاره جویی به هنگام ،

این مشکل را بر طرف می کند.

دیگری به هنگام نبرد رستم و اسفندیار است که رستم ناتوان از شکست دادن اسفندیار با روشی که سیمرغ به وی می آموزد موفق می شود اسفندیار را در نبرد مغلوب کند.

سیمرغ هم چنین زخم های بدن رستم و رخش را درمان می کند.

صفات فراطبیعی سیمرغ

اگرچه در شاهنامه سیمرغ به منزله موجودی مادی تصویر می شود ،

اما صفات و ویژگی های کاملا فراطبیعی دارد.

ارتباط او با این جهان تنها از طریق زال است.

به یکی از امشاسپندان یا ایزدان یا فرشتگان می ماند که ارتباط گهگاهشان با این جهان ،

دلیل تعلق آنها با جهان مادی نیست.

سیمرغ در دیگر اساطیر فارسی ،

همچون گرشاسب نامه اسدی توسی ،

چهره ای روحانی و فرا طبیعی ندارد.

اصولا جز در بخش اساطیری شاهنامه ،

بعد از اسلام ما متن اساطیری به معنای حقیقی کلمه نداریم ،

به همین سبب است که سیمرغ تنها با شخصیت و ظرفیت بالقوه تاویل پذیری اسطوره ایش که در شاهنامه ظاهر می شود ،

به آثار منظوم و منثور عرفانی فارسی راه می یابد و از طریق شخصیت رمزی خود در عنصرهای فرهنگ اسلامی جذب می گردد.

اما روشن نیست که دقیقا از چه زمانی و به دست چه کسی سیمرغ صبغه عرفانی گرفته است.

سیمرغ در ادبیات ایران

پس از شاهنامه فردوسی کتاب های دیگری نیز در ادبیات فارسی هست که در آنها نشانی از سیمرغ و خصوصیاتش آمده است.

از جمله آنها کتاب ها و رساله های زیر را می توان برشمرد: رساله الطیر ابن سینا ،

ترجمه رساله الطیر ابن سینا توسط شهاب الدین سهروردی ،

رساله الطیر احمد غزالی ،

روضه الفریقین ابوالرجاء چاچی ،

نزهت نامه علایی – از نخستین دانشنامه ها به زبان فارسی – ،

بحر الفوائد – متنی قدیمی از قرن ششم که در قرن چهار و پنج شکل گرفته و در نیمه دوم قرن ششم در سرزمین شام نوشته شده است – و از همه مهم تر منطق الطیر عطار.

سیمرغ در داستانهای منطق الطیر

منطق الطیر عطار داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هدهد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است.

هر مرغ به عنوان نماد دسته خاصی از انسان ها تصویر می شود.

سختی های راه باعث می شود مرغان یکی یکی از ادامه راه منصرف شوند.

در پایان ،

سیمرغ به کوه قاف می رسند و در حالتی شهودی در می یابند که سیمرغ در حقیقت خودشان هستند.

اکثر محققان ادبیات ،

از جمله شفیعی کدکنی بر این باورند که در این داستان ،

سیمرغ رمزی از وجود حق تعالی است.

سیمرغ رمز آن مفهومی است که نام دارد و نشان ندارد.

ادراک انسان نسبت به او ادراکی است بی چگونه .

سیمرغ در ادبیات ما گاهی رمزی از وجود آفتاب که همان ذات حق است ،

نیز می شود.

ناپیدایی و بی همتا بودن سیمرغ ،

دستاویزی است که او را مثالی برای ذات خداوند قرار می دهد.

سیمرغ پرنده اسطوره ای

مطالب مرتبط : موجودات افسانه ای
مطالب مرتبط : افسانه های ایرانی

منبع : fa.wikipedia.org

همچنین ببینید

پری دریایی در فرهنگ عامه

پری دریایی در فرهنگ عامه

پری دریایی پری دریایی در فرهنگ عامه و باور مردم پری دریایی در فرهنگ عامه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × 1 =